رویای من

داستانها و دست نوشته های من

تبلیغات تبلیغات

ایستگاه مترو

وارد ایستگاه مترو شدم‌همزمان با من یک خانم با چشمهای درشت سبز و بینی کشیده و لبهای متوسط و پوست سفیدی که خطوط روی آن زیبایی اش را دو چندان کرده بود به سختی از پله ها پایین می آمد. وقتی بعد از اینکه از پله ها پایین رفتیم. با گذر از مسیر به پله برقی رسیدیم روی پله ایستاد. پله دو طرفه بود یک سری نیز از کنار ما بالا می آمدند. ناگهان با صدای بلند به دختری که روی از قطار پیاده شده بود. روی پله ی مقابل ایستاده بود گفت:" خانم خوشگله قطار رفت.
رویای من ، ۱۴۰۳-۱۲-۲۵ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها